آنکس که می گفت دوستم دارد ...
عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد...
رهگذری بود که روی برگ های زرد پاییز قدم می گذاشت...
و صدای دلنواز برگهای خشک
همان آوایی بود که من گمان می کردم می گوید
دوستت دارم!!!!

نظرات شما عزیزان:
نوشته شده در دو شنبه 9 اسفند 1389برچسب:
,
ساعت
15:50 توسط نونا
| |