تو به من خندیدی.....
زیبا هوای حوصله ابری است چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا زیبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخد از من مگیر چشم دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دل ها معنا شود یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت در تندباد عشق نلرزد زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعرهای چشم تو هستم زیبا کنار حوصله ام بنشین بنشین مرا به شط غزل بنشان بنشان مرا به منظره ی عشق بنشان مرا به منظره ی باران بنشان مرا به منظره ی رویش من سبز می شوم زیبا ستاره های کلامت را در لحظه های ساکت عاشق بر من ببار بر من ببار تا که برویم بهاروار چشم از تو بود و عشق بچرخانم بر حول این مدار زیبا زیبا تمام حرف دلم این است من عشق را به نام تو آغاز کرده ام در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا * به من چیزی بگو شاید، هنوزم فرصتی باشه یه راهی رو به من وا کن، تو این بیراهه بن بست به من چیزی بگو از عشق، از این حالی که من دارم تو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاری گریزی جز شکستن نیست منم مثل تو می دونم آسمان چشم او آيينه كيست آنكه چون آيينه با من روبرو بود درد و نفرين درد و نفرين بر سفر باد سرنوشت اين جدايي دست او بود گريه نكن كه سرنوشت گر مرا از تو جدا كرد عاقبت دلهاي ما را با غم هم آشنا كرد ... سنگ قبر آرزو بود آه سنگ قبر آرزو بود ............. آنچه کردی با دل من قصه سنگ و سبو بود
هنوزم بین ما شاید، یه حس تازه پیدا شه
یه کاری کن برای ما، اگه مایی هنوزم هست
من از احساس شک کردن به احساس تو بیزارم
تو هم شاید نمی دونی چه احساسی به من داری
نگو باید بُرید از عشق نه می تونی نه می تونم
اي دلت خورشيد خندان سينه تاريك من
Power By:
LoxBlog.Com |