تو به من خندیدی.....
زیبا هوای حوصله ابری است چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا زیبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخد از من مگیر چشم دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دل ها معنا شود یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت در تندباد عشق نلرزد زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعرهای چشم تو هستم زیبا کنار حوصله ام بنشین بنشین مرا به شط غزل بنشان بنشان مرا به منظره ی عشق بنشان مرا به منظره ی باران بنشان مرا به منظره ی رویش من سبز می شوم زیبا ستاره های کلامت را در لحظه های ساکت عاشق بر من ببار بر من ببار تا که برویم بهاروار چشم از تو بود و عشق بچرخانم بر حول این مدار زیبا زیبا تمام حرف دلم این است من عشق را به نام تو آغاز کرده ام در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا
نظرات شما عزیزان:
من تو وبلاگ بلاگفات لینکت کرده بودم.
قربانت
پاسخ: سلام...قالب خود به خود عوض شده بود...منم خیلی وقت بود به وبم سر نزده بودم متوجه تغییر نشده بودم...خودمم دیدم تعجب کردم....مرسی از همراهیت...مرسی از نظرات همیشه خوبتون...
با درد دردهای دلم را دوا کنی
این روزها به هرچه تویی راضی ام اگر
من را به حال و روز خودت مبتلا کنی
آنقدر واژه واژه به شعرم تنیده ای
یک حرف را اگر بشود جابجا کنی !
سر رشته طناب نجاتم بدست توست
عشقت کشیده هم بکشی هم رها کنی
اصلا به هردلیل بخواهید میشود
من را به نام کوچکم امشب صدا کنی
این واژه ها بدون تو خمیازه میکشند
باید برایشان غزلی دست و پاکنی
نمی خواهم تو را با آب . . . یا باد
با تقویم میلادی یا هجری
با آمد و شد موج دریا
با لحظه کسوف وخسوف قیاس کنم
بگذار فال بینان
یا خطوط قهوه در ته فنجان
هر چه می خواهند بگویند
چشمان تو تنها پیشگویی است
وقتی نیستی نه هستهای ما چونان كه بایدند،نه بایدها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخوانم
عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میكنم
برای روز مبادا........
اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد،روزی شبیه دیروز،روزی شبیه فردا،
روزی درست مثل همین روزهای ماست.
اما كسی چه میداند، شاید امروز نیز روز مبادا باشد.
وقتی نیستی، نه هستهای ما چونان كه بایدند،نه بایدها
هر روز بی تاب، روز مباداست.
وقتی نیستی نه هستهای ما چونان كه بایدند،نه بایدها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخوانم
عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میكنم
برای روز مبادا........
اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد،روزی شبیه دیروز،روزی شبیه فردا،
روزی درست مثل همین روزهای ماست.
اما كسی چه میداند، شاید امروز نیز روز مبادا باشد.
وقتی نیستی، نه هستهای ما چونان كه بایدند،نه بایدها
هر روز بی تاب، روز مباداست.
کاش از اول میفهمیدم تو با من نمیمونی
کاش از اول میدونستم تو سهم من نمیشی
کاش میفهمیدم که تو از عشق من گریزونی
از فکر و قلبم تو نمیری که به همین زودی
تو اون فرشته پاکی که من فکر میکردم نبودی
میدونم هر جا که هستی با هر کسی نشستی
به راحتی فراموشم میکنی تو به زودی
.
این همه عاشق بودم تو نفهمیدی
با تو صادق بودم تو نفهمیدی
من که عاشق بودم تو نفهمیدی
با تو صادق بودم تو نفهمیدی.
.
کاش از اول میفهمیدم تو مغروری
کاش میدونستم از دنیای من دوری
کاش آروم آروم از قلب من میرفتی
چه دروغای شیرینی به من میگفتی
این شعرو خیلی دوست دارم....
پاسخ:مرسی از شما ....
جهان من لباس تازه میپوشه
من و تو دیگه تنها نیستیم چونکه
خدا با ما نشسته چای می نوشه
جاده جان گرفت
صداي خدا راباچشمانت شنيدم.
اما افسوس!
رفتي
جاده خشك شد
خدا هم ديگر حرفي نزد
مال هركس دورتر افتاد،
عاشق تر است.
اول خودم.
حواسم را بده تا پرت كنم.
"كيكاووس ياكيده"
Power By:
LoxBlog.Com |